اثر ادبی

شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشق

♡
۰

ای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!

روی تمام عالمیان است سوی تو

۱

ما را شراب کوثر و تنسیم گو مباش

چون خورده ایم بادهٔ عشق از سبوی تو

۲

آب حیات و کوثر و تنسیم و سلسبیل

هیچند پیش خاک در مشکبوی تو

۳

تو در دل منی و من از فرط اشتیاق

هرسو روانه ام ز پی جستجوی تو

۴

گر بزم شادمانی و گر مجلس عزاست

نقل مجالس است همه گفتگوی تو

۵

آبی که مهر فاطمه بود از چه کوفیان

بستند از طریق شقاوت به روی تو

۶

نازم به همت تو که در سجده زسر تیغ

شد خون پاک حنجرت آب وضوی تو

۷

بوسیده بود زیر گلوی تو را نبی

خنجر حیا نمود که برد گلوی تو

۸

گر کاینات غرقهٔ بحر فنا شوند

کی خونبهاست یکسره بر تار موی تو

۹

شاها!هوای کرب و بلایت به سر مراست

مگذار زیر خاک برم آرزوی تو

۱۰

گر جان رود ز قالب «ترکی» به کربلا

جان دوباره بر تنش آید ز بوی تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…