اثر ادبی

شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن

♡
۰

فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو

چرا؟ هر کهنه داغی بود از نو تازه کردی تو

۱

غمی ز اندازه بیرون بر دلم وارد شد از ظلمت

ز بس بر آل طاها ظلم بی اندازه کردی تو

۲

زهم اوراق کردی دفتر آل پیمبر را

کتاب آل سفیان را ز نو شیرازه کردی تو

۳

سر سبط نبی را از قفا از تن جدا کردی

به کوفه بردی و آویزهٔ دروازه کردی تو

۴

شهنشاهی که از آوازهٔ حسنش جهان پر بود

ز قتلش جمله عالم را پر از آوازه کردی تو

۵

اسیر و خون جگر از کربلا تا شام زینب را

پریشان موسوا را شتر جمازه کردی تو

۶

به رخسار زنان و دختران آل بوسفیان

ز خون نوخطان آل عصمت غازه کردی تو

۷

جفاهایی که با آل نبی کردی تو در عالم

دمادم داغ اهل عالمی را تازه کردی تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…