۰
ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
چون غرابی به شاخ گل آونگ
۱
روی تو ماه یا که خورشید است
موی تو سنبل است یا شبرنگ
۲
خال بر عارض تو جا کرده
همچو هندو، میان شهر فرنگ
۳
بی توام باشد این جهان فراخ
در نظر همچو چشم سوزن تنگ
۴
شهدسان، نوشمش به جای شراب
گر بریزی به ساغرم تو شرنگ
۵
ما به صلحیم دائما با تو
تو به مایی مدام بر سر جنگ
۶
هر چه نزدیکتر شوم با تو
تو گریزی زمن به صد فرسنگ
۷
من زکوی تو پاکشم هیهات
به سرم گر زچرخ بارد سنگ
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.