۰
سخنی گویمت ز من بشنو
ای که از دشمنان حذر داری
۱
دشمنانت تمام دوست شوند
تا که در کیسه سیم و زر داری
۲
ور تهی کیسه ات شد از زر و سیم
دشمن از دوست، بیشتر داری
۳
خاصه آن کس که هست همسر تو
که ز جانش عزیزتر داری
۴
بی کس استی اگر تهی دستی
گر برادر، و گر پسر داری
۵
بی زری طایر شکسته پری
زرت ار هست، بال و پر داری
۶
گر ز نابخردی و کج فهمی
نبستی در جهان، به خر داری
۷
هست در کیسهٔ تو چون زر و سیم
تاج فخر و شرف، به سر داری
۸
ور ز سقراط و بوعلی سینا
علم و حکمت، زیادتر داری
۹
چون زرت نیست، اعتبارت نیست
هر کجا رو کنی خطر داری
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.