۰
هم چو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
۱
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم، سوختم از داغ ناپیدای دل
۲
دل اگر از من گریزد وای من، وای من، وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل، وای دل، وای وای دل
۳
ما ز رسوایی بلندآوازهایم
نامور شد هرکه شد، هرکه شد رسوای دل
۴
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از خندم از امیدواریهای دل
۵
وای، دل
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.