۰
تا دامن از من کشیدی
ای سرو سیمین تن من
۱
هر شب ز خونابه دل
پرگل بود دامن من
۲
بنشین چو گل در کنارم
تا بشکفد گل ز خارم
۳
ای روی تو لاله زارم
وی موی تو سوسن من
۴
ای جان و دل مسکن تو
خون گریم از رفتن تو
۵
دست من و دامن تو
اشک غم و دامن من
۶
ای گریه دل را صفا ده
رنگی به رخسار ما ده
۷
خاکم به باد فنا ده
ای سیل بنیان کن من
۸
وی مرغ شب همرهی کن
زاری به حال رهی کن
۹
تا بر دلم رحمت آرد
صیاد صیدافکن من
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.