اثر ادبی

شمارهٔ ۳۰ - شب عاشق

♡
۰

ندانمت به که مانی؟

که آفت دل و جانی

۱

کمان ابرویی

سیه مژگانی

۲

نکوتر از مه روشن، گل رویت

سیه تر از شب عاشق سر مویت

۳

بهشتی، بهاری دریغا، ستمگر یاری ندانی باری ره دلداری

۴

گل و سرو و سوسن تویی تو

بلای جان من، تویی تو

۵

گمان کردم که درمان دل زارم تو باشی

ندانستم که معشوق دل آزارم تو باشی

۶

چو آگاهی ای ماه من از آه من سوی عاشق نظر کن

چو دادم جان بی روی تو در کوی تو بر خاک من گذر کن

۷

بهار من گرچه همچون ماهی بر نکویان شاهی دل سیاهی

تو را ای مه همچو خاک راهم مهرت از جان خواهم تا چه خواهی

۸

سپردم دل به گیسویت

ای گل مستم به بویت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…