اثر ادبی

بخش ۱۲ - رفتن باد صبا و پیغام بردن

♡
۰

چون باد صبا از آن غم‌اندوز

این قصه شنید از سر سوز

۱

برخاست ز راه دل‌نوازی

دربست میان به چاره‌سازی

۲

نگرفت دمی قرار و آرام

شد سوی دیار آن دلارام

۳

عزم سر کوی آن صنم کرد

آهنگ حریم آن حرم کرد

۴

چون بود ز محرمان آن ماه

دادند درون پرده‌اش راه

۵

چون شد بر آن نگار مهوش

بگذارد پیام آن بلاکش

۶

در حال که آن بت پری‌رخ

زان پیک خجسته‌فال فرخ

۷

بشنید پیام و نامه‌اش دید

چون نامه سر از وفا بپیچید

۸

چون طرۀ خود به هم برآمد

شد تند و به سرکشی درآمد

۹

صد گونه خطاب کرد بنیاد

وز روی عتاب گفت با باد

۱۰

کای گمره هرزه‌گرد زنهار

دم درکش و این حدیث بگزار

۱۱

گر بی‌خردی حکایتی گفت

آن را نتوان روی پذیرفت

۱۲

آن بیهده‌گوی را مبر نام

وز ماش نه نامه بر نه پیغام

۱۳

بنشین و مگو دگر ز هر در

زین گونه پیامها میاور

۱۴

ور زانک گذر فتد به سویش

گر زنده بود ز من بگویش

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…