اثر ادبی

بخش ۳۳ - نامۀ ششم از زبان معشوق

♡
۰

کای غم‌زده ترک این هوس کن

دم درکش و این حدیث بس کن

۱

خورشید جمال من نبیند

جمشید وصال من نبیند

۲

دیدار منت چو نیست روزی

در آتش شوق چند سوزی

۳

کارم همه ناز و دل‌ربایی‌ست

رسمم چو زمانه بی‌وفایی‌ست

۴

پروای رعایتت ندارم

در چشم عنایتت ندارم

۵

یاری و وفا نبینی از من

جز جور و جفا نبینی از من

۶

هرگز نشوی ز وصل من شاد

وز بند غمم نگردی آزاد

۷

زین باغ مراد گل نچینی

زین شاخ امید بر نبینی

۸

از شوق من ار فغان برآری

من فارغم از فغان و زاری

۹

همواره قرین درد می‌باش

با ناله و آه سرد می‌باش

۱۰

پیوسته چو شمع مجلس‌افروز

از آتش اشتیاق می‌سوز

۱۱

گر جامه دری ز شوق چون گل

ور نعره زنی بسان بلبل

۱۲

وز دیده چو ابر نوبهاری

سیلاب سرشک اگر بباری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…