اثر ادبی

بخش ۳۶ - تمامی سخن

♡
۰

رخسارم اگر چه دل فروزد

بس خرمن عاشقان بسوزد

۱

چشمم که ندید کس به خوابش

کی دیدی و چون شدی خرابش

۲

لعلم که نیافت کس ازو کام

بیهوده مجو تو نیز ازو کام

۳

ابروی کجم که چون هلال است

گر می‌طلبد کسی خیال است

۴

قدم که غلام اوست شمشاد

هست از غم تو چو سرو آزاد

۵

رویم که هر آینه نبیند

چشم تو هرآینه نبیند

۶

زلفم که دلت شکستۀ اوست

بس دل چو دل تو بستۀ اوست

۷

جز باد کسی نیافت بویش

سرگشته مشو به جست و جویش

۸

کام که برآمد از دهانم‌؟

کار که گشود از میانم‌؟

۹

زین غیر کمر نبست طرفی

زان و هم سخن نیافت حرفی

۱۰

اندیشه تست سر به سر هیچ

زنهار که دل منه تو بر هیچ

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…