اثر ادبی

بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدی

♡
۰

احمدا یاد آر کز ملک‌ وجود

رخت‌ بستی‌ چون به‌ اقلیم‌ شهود

۱

تو به‌ صحرای شهادت‌ گم‌ شدی

هم‌ جدا چون قطره از قلزم شدی

۲

من‌ نمودم ره تو را در بحر جمع‌

روشنت‌ کردم به‌ جمع‌ خود چو شمع‌

۳

گشتم‌ از فضل‌ خود ای درّ یتیم‌

رهنمایت‌ بر صراط مستقیم‌

۴

دادمت‌ در ظل‌ قرب‌ خویش‌ جا

تا تو باشی‌ گمرهان را رهنما

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…