۰
از سادات رضویست ولد امیر غیاث الدین عزیز است، حضرت میر، در فصاحت، بی نظیر زمان، و در بلاغت، فرید دوران، خود بود، در شعر گفتن و شناختن مسلم روزگار، فنائی تخلص میکرد، این چند مطلع از اوست :
۱
بمیزان نظر حسن تو را با ماه سنجیدم
میان این و آن فرق از زمین تا آسمان دیدم
۲
هر شب کنم اندیشه، تا دل ز تو برگیرم
چون صبح شود روشن، مهر تو ز سر گیرم
۳
نمیدانم چسان گویم بشمع خویش سوز دل
که گر دم میزنم سوی رقیبان میشود مایل
۴
غبارم کن خدا را . در رهی کان مه گذر دارد
بود دامن کشان روزی مرا از خاک بردار
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.