۰

مردی ملازمت دوست بود. در « اوایل صدر سلطان حسین میرزا گشته در شعر و انشاء خود را یگانه دوران خیال داشت و از « جمله نتایج طبع او تاریخ فتوحات شاهی، معارضه مهر، مکتوب « و دیباچه مرقع استاد بهزاد، و رباعیه ترجمه دیوان معجز نشان مقتدای مشارق « و المغارب سرور غالب مظهر العجایب علی بن ابی طالب صلوه الله علیه و علیهم اجمعین « بر صحیفه بیان کشیده و مثنوی و قصیده نیز گفته از جمله جواب سلسله الذهب مولانا جامی « است و این دو بیت در نعت از آن مثنوی است :

۱

دل او مهبط کلام خدای

این چنین کرسی ای که دیده بجای

۲

وسع آن کرسی ار ز من پرسی

هفت دریا و یک گز کرسی

۳

اما گاه گاه مثل این ابیات نیز میگفته .

۴

در چمن یار چو با آن قد و قامت برخاست

سرو بنشست ز دعوی و قیامت برخاست

۵

« در شهور سنه احدی و اربعین و تسعمایه بدست ازبکان کشته شد، در حوالی « مزار خواجه عبدالله انصاری بالاخانه ای ترتیب داده بود و کتابه آنرا مزین « به شعر خود نموده بود، این بیت از آن جمله بود :

۶

نقش کتابه صورت ما فی الضمیر دل

کاز فقره های فقر بمعنی مفقر است

۷

«من از ایشان استفسار نمودم که این بیت چه معنی دارد که نقش کتابه صورت « ما فی الضمیر دل شد از فقره های فقر، بمعنی خاص جوابی دادند که در تقریر نمی گنجد!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…