۰
او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :
۱
چو غنچه مدتی بودم بمستوری و تنهائی
گلی نشکفت و بهرم ماند مستوری و رسوائی
او نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :
چو غنچه مدتی بودم بمستوری و تنهائی
گلی نشکفت و بهرم ماند مستوری و رسوائی
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.