۰
از سادات خراطی استر آباد بود امیر عماد نام داشت . این اشعار از اوست :
۱
نه جوهر ست به تیغ تو پیچ و تاب زده
برای کشتن ما نقش ها بر آب زده
۲
گویند با رقیب مدارا چه میکنی
این میکند زمانه تقاضا چه میکنی
۳
بر بسته شوخ شاطر من لنک نیلگون
نیلوفری بپای گلی گشته سر نگون
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.