۰

از سادات رضوی است جوانی درویش نهاد و متقی است و بقدر خود طالب علمی دارد و در شاعری طبعش بسیار خوبست، دیوان غزل تمام کرده و در منقبت قصاید غرا دارد این چند مطلع از اوست :

۱

دلم نیامد از آن زلف پر شکن بیرون

باختیار نیامد کس از وطن بیرون

۲

کار من دور از رخ ماه تو غیر از آه نیست

بسکه دارم ضعف آنهم گاه هست و گاه نیست

۳

بیک نظر ز دو چشم تو بی خبر شده ام

خراب نرگس مستت بیک نظر شده ام

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…