۰

ولد صدق شیخ محمد لاهیجی است و او از جمله خلفای نامی نور بخشیه است و در جوانی از آنجا بیرون آمده و در شیراز رحل اقامت انداخته است و شیخ زاده در آنجا متولد گردیده اند، بسیار بزرگ منش و خموش طبع بوده و چون در مشرب عالی افتاده اکثر اوقات با ارکان دولت حضرت صاحبقران مغفور به تخصیص با شیخ نجم زرگر مصاحب شده از غایت شرب مدام فرق میانه صبح و شام نمیکرد چنانکه از این دو بیت امیدی که در مدح شیخ نجم مذکور گفته معلوم میشود

۱

فتنه با خالهاش گشت ای دل

می مغانه که مرد افکن است و توبه شکن

۲

چنان بدور تو از شیخ و شاب برده شعور

که زاهدان سحرخیز بر نمی خیزند

۳

و در اصناف شعر خصوصا رباعی بی بدل بود و فدایی تخلص مینمود این سه رباعی از اوست :

۴

وزآمدنش بگلستان داد نوید

گشتند درختان ز شکوفه همه چشم

۵

در کوچه انتظار کردند سفید

هر چند که دل بوصل شادان کردیم

۶

دیدیم که خاطرت پریشان کردیم

خوش باش که ما خوی به هجران کردیم

۷

دشوار بخویش و بر تو آسان کردیم

ای گل نظری به عندلیبان نکنی

۸

می در کف و یاد بی نصیبان نکنی

ناکامی غربت نکشیدی هرگز

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…