۰

وی از اولاد شاه سنجان است و در عجم قرینه سحبان، در اشتغال ذهن و دقت فهم مشهور و معروف و بحدت ذکاء و صفای خاطر موصوفست منتصرالابصار که بتتبع مخزن الأسرار سروده است بنام امیر علیشیر در سلک نظم کشید، این دو بیت در نعت از آن کتابست :

۱

پای گل و خار نباشد عجب

تافت بر او پر تو صبح قدم

۲

در مثنوی دیگر که وقایع بدایع نام دارد تاریخ صاحبقران مغفور را بنظم آورده این سه بیت در تعریف قلعه از آنست :

۳

کاز آن تا فلک بود یک نعره وار

سپهر منقش پلنگی در ا و

۴

چو البرز پاره سنگی در او

مثل گر کسی را در اوره بدی

۵

اتفاقا حضرت قاضی را در سن نودسالگی متقاضی عشق گریبان بسر کوی ملامت و رسوایی کشید و از خمخانه شوق و مودت ساغر ناب مهر و محبت چشید و مضمون این بیت را بادا رساند :

۶

از قضا روزی جوان بدو رسید و از روی مطایبه پرسید که هیچ میدانی که این مطلع شعر کیست؟

۷

محراب نه، ابروی بتان بود قضا کن

ای پیر گشته، بهر جوانان زره مرو

۸

قاضی در جواب او در بدیهه گفت این شعر همان کس است که این مطلع گفته است :

۹

القصه قاضی پیر ملعبه آن جوان شده مضمون این شعر مصداق حال او شد :

۱۰

در شهور سنه احدی و اربعین و تسعمایه مسجله حیاتش به سجل ممات موشح گشت و این مطلع شاهد حال گذاشت :

۱۱

مطلع

۱۲

چو لاله با دل پر داغ و حسرت زین چمن رفتم

تو ای شاخ گل رعنا بمان باقی که من رفتم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…