اصلش از نیشابور است، در خط نستعلیق قطعات سحر آیاتش سواد بخش دیده حورا، اگر چه در این فن شاگرد سلطانعلی مشهدی است تحقیقا شاگرد مولانا عبدی نیشابوریست اما از او در خوشنویسی و خوش طبعی پیش است و با وجود چندین هنر بس فقیر نهاد و درویش است. این غزل از اوست : در شعر مخلص تخلص میکرد
چشم از ناز دمی باز نکردی هرگز
نظری سوی من از ناز نکردی هرگز
سنگ بیداد زدی بر سر اغیار و مرا
بچنین لطف سرافراز نکردی هرگز
چون کنم با تو عیان راز دل خویش که تو
بخودم همدم و هم راز نکردی هرگز
چون برم ره من دل تنک بسر دهنت
لب چو با من بسخن باز نکردی هرگز
تا شد از خیل سر کوی سگانت مخلص
یک رهش سوی خود آواز نکردی هرگز
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.