۰

از تربت خراسان است و خط نستعلیق را خوب مینوشت در نقاری و زرفشانی در استخوان استاد بود . در سازها عود و شتر غو را بنوعی می نواخت که باعتقاد من کسی به از او ننواخته، بسیار خلیق و درویش نهاد بود، و در عمل عروض و معما طبعش خوب و ذوقش مرغوب بود. این دو مطلع از اوست :

۱

بجان از ستم های دوران رسیدم

رسیدم بجان تا بجانان رسیدم

۲

در رخت آنها که حیران نیستند

نقش دیوارند، انسان نیستند

۳

در شهور سنه اربع و اربعین و تسعمایه در تبریز فوت شد.

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…