۰

مولد او شیرازست اول در خدمت سلطان یعقوب بود پیش از آن بکار دگری اوقات میگذرانید اما آن زمان که بخدمت سلطان یعقوب افتاد ترقی کلی کرد و در آن زمان او را بابا شاعر میگفتند، او بسیار حریص شراب و بد مست بود و دایم الاوقات در شرابخانه بسر می برد و بعد از زیارت پادشاه مذکور در زمان صاحبقران مغفور بخراسان افتاد. و در شهر ابیورد ساکن شده حاکم آن دیار هر روز یک من شراب و یکمن گوشت مقرر کرده بود که باو میدادند . در آخر کار او بجایی رسید که مردم شراب خانه او را از پی مایحتاج خود ببازار و شهر میفرستادند و باو هزلهای رکیک میکردند و او بواسطه شومی حرص شراب تحمل میکرد و در آخر بمشهد مقدسه رضویه آمد و در شهور سنه خمس و عشرین و تسعمایه جرعه کل نفس ذائقه الموت چشید این چند بیت از جمله اشعار آبدار اوست :

۱

بخاطری که تویی، دیگران فراموشند

نخل تو سرکش و دل خود کام من همان

۲

ناز تو همچنان، طمع خام من همان

نخل قدت که از چمن جان بر آمده

۳

شاخ گلی بصورت انسان بر آمده

گر میروم نزدیک او ذوق وصالم می کشد

۴

ور می نشینم گوشه ای تنها، خیالم می کشد

فراموشم شود چندان کازو بیداد میآید

۵

ولی فریاد از آن ساعت که یک یک یاد میآید

بدام انتظار او من آن صید گرفتارم

۶

که جانم میرود تا بر سرم صیاد میآید

ملامت بین که هر سنگی که جست از تیشه فرهاد

۷

هوا می گیرد و هم بر سر فرهاد میآید

اگر یاد آرمش یکدم که از دل غم برد بیرون

۸

غمی آید که بازم بیخود از عالم برد بیرون

بود از مردنم دلسوز تر دلسوزی همدم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…