۰

منشی و فاضل بود و در شعر به قصیده گویی مایل اما خباثت بر مزاجش غالب و حطام دینوی را طالب چنانکه در زمان سلطان حسین میرزا نشانی را برای خود نوشته و مهر پادشاه و امر را بقلم موی تقلید کرده بعد از آنکه ظاهر شد آن پادشاه بنابر رعایت اهل فضل که بر ذمت پادشاهان عالیشان و بزرگان خرده دان لازم بلکه فرض و متحتم است قلم عفو بر جریده ی گناهش کشیده بود. بعد از آن در جواب دریای ابرار امیر خسرو دهلوی شهر آشوبی جهت سکان هرات گفته درآمدش اینست :

۱

دست را هرگز نبودی آشنایی با دهان

عرصه ی شهر هری رشک سپهر اخضر است

۲

در گهش را شمسه خورشید گلمیخ زراست

جرم طین را یک مشت خاک از خاک ریز خندقش

۳

نرگس باغ جهان آرای او هفت اختر است

پایتخت صدهزاران خسرو گیتی گشاست

۴

کهنه تاریخ بسی شاهان انجم لشکر است

چرخ کجرو بین که از تأثیر او شهری چنین

۵

و در این قصیده ابیات رکیک بسیار گفته که آنرا ذکر کردن لایق سیاق کتاب نیست اما دو بیت بجهت معین میکال گفته نوشته شد و فی الواقع اگر کسی او را دیده باشد میداند که طرفه تشبیهی کرده است و طرفه تر آنکه خواجه مذکور این دو بیت را یادداشت و در مجالس بطریق مطایبه میخواند .

۶

هذه الأبیات :

۷

مسکن جمعی پریشان روزگار ابتر است

بر معین بین از نشانهای نجاست صد هزار

۸

ز اختر بد آبله . بر روی آن بد اختر است

روی زشتش از کثافت مطبخ نمرود را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…