۰

شرافت سخنانش از دیوانش معلوم و طراوت کلامش در طی کلام فصاحت آیاتش مفهوم میشود در شعر از جمله شاگردان مولانا لسانی است . اگر چه نسبت بمولانا از او چند بیروشی سر زده نسبت شعری چند بیمعنی باو کرده و نام او سهواللسان کرده اما چون سوگند بغلاظ و شداد میخورد که این معنی به اغوای جمعی مفتن که عقل در وادی ایشان حیرتی دارد سمت ظهور یافت و آخر از آن بغایت خجل و منفعل بود یحتمل که روح پر فتوح مولانا نیز از او این معذرت پذیرد آخر در سنه ست و خمسین و تسعمایه در حینی که من در دارالأرشاد اردبیل بودم بآنجا آمد و در وبای عامی که در آنسال در آنجا واقع شده بود فروشد و دست تعلقات از دامن حیات گسست و بحظیره ی قدس پیوست و مضمون این بیت بادا رسانید :

۱

این غزل از جمله اشعار آبدار اوست :

۲

زین خار بغیر از گل حرمان چه گشاید

بی خط تو از سبزه ی نو خیز چه خیزد

۳

بی لعل تو از غنچه خندان چه گشاید

خونابه گشای دل چاکم دگر آمد

۴

تا بازم از این رخنه گر جان چه گشاید

ای خضر! حیات ابد از نوش لبی جوی

۵

پیداست کازان چشمه حیوان چه گشاید

چون غنچه، شریف از گره دل چه به تنگی؟

۶

دل چاک کن، از چان گریبان چه گشاید

کی غم عاشق زگشت باغ و صحرا میرود

۷

عشق تا با اوست، غم با اوست هر جا میرود

آخر عمر شریف است ای صبا رو پیش یار

۸

گو یک امروزش مران زین در که فردا میرود

هجوم آورد غم طوفان بیداد است پنداری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…