اثر ادبی

۳۰۵- مولانا ضمیری اصفهانی

♡
۰

جوانی بغایت دردمند و بی تعین است و بسی فضایل دارد. از جمله در رمل و نجوم از بی نظیران است و بر دقت ذهن و وقوف بر غث و ثمین شعر از بی بدلان است طبعش در اصناف و اسالیب سخن چسبان چنانکه از اشعار او قیاس توان کرد :

۱

کجا در خاطر آن مه در آیم

نشسته گرد خواری بر رخ از عشق

۲

بچشم غیر از آن رو کم نمایم

در وصلش زنم هر دم ضمیری

۳

که تا بر خود بلا را در گشایم

دل بکوی یار و من بسیار دور افتاده ام

۴

او به دل نزدیک و من از یار دور افتاده ام

آنچه می بینم به رویت نیست در روی دگر

۵

ورنه میدادم ز جورت دل به بدخوی دگر

زآنهمه خواری کنی با من که میدانی نماند

۶

پای رفتن ز آستانت بر سر کوی دگر

شود از خواب بیدار و چو بیند روی در رویم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…