۰

از جمله نادره گویان قم و در وادی غلوی طمع که همواره چشم بر آب و علف داشت و سر کله بلهم :

۱

اما چون طبع عالی و ذهن جلی داشت از او این نوع خصلت دور بود در اواخر عمر بگیلان رفته در سنه اثنی و اربعین و تسعمایه شاهین روح و حید را بطمع طعمه در فضای صحرای فنا پرانید در مدت عمر میانه او و مولانا حیرتی شیوه ی معارضه و منازعه مسلوک بوده یکدیگر را اهاجی رکیک کرده اند که ایراد آن لایق نیست اما جهت تبریز شهرانگیزی گفته که این چند بیت از آنجاست :

۲

شعر مذموم و شاعران بد نام

شکر لله که بهر شهر انگیز

۳

از هری آمدم سوی تبریز

تا بوصف بتان تبریزی

۴

همچو طوطی شکر ریزی

وه چه تبریز رشک هشت بهشت

۵

مردمش خوب روی و پاک سرشت

نازنینان بناز و محبوبی

۶

در این شهر انگیز در تعریف پسر شیشه گر دو بیت گفته است بدان اختصار کرده شد:

۷

در کمال لطافت و خوبی

دلبر شیشه گر بر عنایی

۸

مردم دیده راست بینایی

بسکه شد شیشه اش پسندیده

۹

از غزلیات او این دو مطلع نوشته شد :

۱۰

خو کرده غم او بمن و من بغم او

آن پریچهره که دارد غم او شاد مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…