اثر ادبی

۳۱۷- مولانا مکتبی شیرازی

♡
۰

صنعتش از تخلص معلوم و در عالم عاشقی همیشه قرین هموم و غموم، اشعارش بغایت بچاشنی و غم زدا چنانکه از ملاحظه شمه ای از آنها این معنی هویدا میگردد:

۱

غرق عرقی در دل گرم که گذشتی

شده روز بیخود آنکس که شبت شراب داده

۲

این ابیات هم از اوست :

۳

چو نخفته باغبانی که بگلبن آب داده

هر ورقی چهره آزاده ایست

۴

هر قدمی فرق ملک زاده ایست

چشم بتان است که گردون دون

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…