۰

از شعرای کاشان بود و بسیار خوش صحبت، اما بهرکس که صحبت میداشت طمعی میکرد و آخر هجو او میگفت اشعار خوب از او در میان هست، در شهور سنه احدی و اربعین و تسعمایه در کاشان فوت شد این چند مطلع از اوست :

۱

به بین که عاشق روی تو میتوان که نباشند

نهانی شب چه سان درکوی آن سیمین بدن باشم

۲

که آه آتشین روشن کند جایی که من باشم

ایدل از اندیشه زلف بتان حال تو چیست

۳

من پریشانم نمیدانم که احوال تو چیست

شده مه بر فلک حیران ز روی عالم آرایش

۴

عجب جای بلندی یافته بهر تماشایش

حیف است که ارباب وفا را نشناسی

۵

این رباعی هم از اوست :

۶

وز عاشق خویش خشمگین میگذرد

برجان من این عتاب امروزی نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…