۰

در اصل از سبزوار است و اکنون در شهر قزوین ساکن گشته در نهایت فقر و انکسار روزگار میگذراند این مطلع از اوست :

۱

یار بی مه رو منم عاشق زار عجبی

حال زار عجبی دارم و یار عجبی

۲

میگفتند این بیت از اوست :

۳

از قد خم شده و چهره ی زردم او را

میکند حلقه زرگوش گذار عجبی

۴

اما خود انصاف میدهد که این از من نیست، این مطلع نیز از اوست :

۵

دوای درد دل ریش از کجا طلبم

کجا روم ز که این درد را دوا طلبم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…