۰
برادر زاده ی مولانا امیدی است و تخلص او هجری،این دو مطلع از اوست :
۱
بی خبر از سرم آن سرو روان میگذرد
من بجان کندنم و عمر روان میگذرد
۲
با من سخنت هیچگه ای تنگ دهن نیست
گویا، دهن تنگ تو را جای سخن نیست
برادر زاده ی مولانا امیدی است و تخلص او هجری،این دو مطلع از اوست :
بی خبر از سرم آن سرو روان میگذرد
من بجان کندنم و عمر روان میگذرد
با من سخنت هیچگه ای تنگ دهن نیست
گویا، دهن تنگ تو را جای سخن نیست
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.