۰

برادر زاده ی مولانا امیدی است و تخلص او هجری،این دو مطلع از اوست :

۱

بی خبر از سرم آن سرو روان میگذرد

من بجان کندنم و عمر روان میگذرد

۲

با من سخنت هیچگه ای تنگ دهن نیست

گویا، دهن تنگ تو را جای سخن نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…