۰

از جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد، این دو مطلع از آنجمله است :

۱

ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته است؟

کاز خون دلش پیرهنت رنگ گرفته است

۲

چو مه چارده از گوشه بامش دیدم

نگران بود بجایی و تمامش دیدم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…