۰

مردی یتیم و عاشق پیشه، استر آبادیست و شب گرد روزی رقیبی باو رسیده بیکدیگر افتادند و به تیغ تیز با یکدیگر بنیاد جنک کردند و بزخم تیغ بیدریغ هر دو از پای در آمدند و مضمون این بیت به فعل آوردند :

۱

بکشید تیغ تیز و بکشید یکدگر را

ز سر تمام عالم ببرید درد سر را

۲

بهمه حال این مطلع از اوست :

۳

نه محرمی که بگوید بیار حال مرا

نه همدمی که زخاطر برد ملال مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…