۰
مردی یتیم و عاشق پیشه، استر آبادیست و شب گرد روزی رقیبی باو رسیده بیکدیگر افتادند و به تیغ تیز با یکدیگر بنیاد جنک کردند و بزخم تیغ بیدریغ هر دو از پای در آمدند و مضمون این بیت به فعل آوردند :
۱
بکشید تیغ تیز و بکشید یکدگر را
ز سر تمام عالم ببرید درد سر را
۲
بهمه حال این مطلع از اوست :
۳
نه محرمی که بگوید بیار حال مرا
نه همدمی که زخاطر برد ملال مرا
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.