۰

از مشک فروشان شهر مذکور است و بعضی اوقات در خدمت یکی از وزرای صاحبقران مغفور بود و قصاید بسیار میگفت چون معنی از وی می پرسیدند بجوابی زبان می گشود که نمیتوان گفت بهمه حال این مطلع زاده ی طبع اوست :

۱

در شب هجران چراغم غیر شمع ماه نیست

آنهم از بخت سیاهم گاه هست و گاه نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…