۰
مردی فقیر و درویش نهاد بود اوقات او بمکتب داری میگذشت، این مطلع از اوست :
۱
دردها دارم که آگه نیستند از درد من
بوقت رحلتم چون ضعف برقوت شود غالب
مردی فقیر و درویش نهاد بود اوقات او بمکتب داری میگذشت، این مطلع از اوست :
دردها دارم که آگه نیستند از درد من
بوقت رحلتم چون ضعف برقوت شود غالب
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.