۰
از امیرزاده های جغتای بود. جوانی رشید و هنرمند و خط نستعلیق را طوری مینوشت و در کمانداری سرآمد زمان و از نوادر دوران بود. من در کمانداری شاگرد اویم و دیگر در معما و عروض وحدت ذهن از تعریف زیاده بود و در سپاهیگری بی بدل، در شهور ثمان و ثلاثین و تسعمایه فوت شد، قصیده ای در جواب مولانا امیدی گفته بود این مطلع و بیت از آنجاست :
۱
ای رخت در سپهر زیبایی
آفتابی به عالم آرایی
۲
تو ببازار حسن یوسف مصر
ما تهی کیسه های سودایی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.