۰

فَتَبَسَّمَ ضٰاحِکاً مِنْ قَوْلِهٰا وَ قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ اَلَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبٰادِکَ اَلصّٰالِحِینَ (۱۹)

۱

پس تبسّم نمود خندان از گفتارش و گفت پروردگار من الهام کن مرا که شکر کنم نعمت تو را که انعام کردی بر من و بر والدینم و آنکه بکنم نیکی را که پسندی آن را و داخل کن مرا برحمت در بندگانت که شایسته‌اند (۱۹)

۲

خورد بر گوش سلیمان آن صدا

فَتَبَسمَ ضَاحِکاً مِّن قَولِهَا

۳

خنده اش بود از تعجب یا که شاد

گشت از آن کش خدا این علم داد

۴

گفت بشنید او چو حرفی با محک

ربِّ أوزِعنِی أنْ أشْکُرَ نِعمَتَک

۵

آنچه بر من کردی اِنعام از کرم

همچنین بر والدینم زآن نعم

۶

ده مرا توفیق ای پروردگار

تا که باشم در عمل شایسته کار

۷

باش راضی کن به رحمت داخلم

در عباد صالحینت عاجلم

۸

گفت پس با مور می کرد از کجا

لشکر من پایمالت در هوا

۹

گفت قصد من نبود آنکه شوند

در زمین، پست و شکسته مور چند

۱۰

بلکه گفتم در مساکن در روند

تا مباد از یاد حق غافل شوند

۱۱

بنگرند این جاه و ملک مستقل

جای گیرد حبّ دنیاشان به دل

۱۲

تا تو دانی حبّ دنیا هر که راست

قدر موری گر بر او ننهی بجاست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…