اثر ادبی

شمارهٔ ۳

♡
۰

آن‌که سَروَش به قَدّ و بالا نیست

با همه راست است و با ما نیست

۱

‌جامه‌دانِ فَراخ و سیمینَش

‌همه را جای هَست، ما را نیست

۲

‌بوالعَجَب طاعَتی که مَن دارَم

‌که نَصیبَم ز خوان یَغما نیست

۳

‌بَختِ ماهیِّ مَن چنان شور است

‌که به‌جز حَسرَتَش به دَریا نیست

۴

‌اِی به زیبائی از جَهان مُمتاز

‌بی‌وَفائی مَکُن، که زیبا نیست

۵

‌گَر تو از دوستان شَکیبائی

‌دوستان را دِلِ شَکیبا نیست

۶

‌بی تو بَر مَن شَبی نمی‌گُذَرَد

‌که عَمودَم چو سَنگِ خارا نیست

۷

‌ای که هم‌سنگِ دوغ در کونت

‌آب دَر مَشکِ هیچ سقّا نیست

۸

بَر سَرِ بوق ما چِرا نَرَوی؟

‌مَگَرَت خاطِرِ تَماشا نیست؟

۹

‌چه گُنَه کرده‌ام نِگارینا

‌که تو را بَرگِ صُحبَتِ ما نیست؟

۱۰

‌بوسه‌ای بَرگِرِفتَن از دَهَنَت

‌حَسرَتَم دَر لَب است و یارا نیست

۱۱

‌به جماعیم دَستگیری کُن

‌که مرا بیش از این تَمَنّا نیست

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…