۰
زر به اَمرَد کسی دهد بهگزاف
که نداند طریقتِ زردشت
۱
هر کجا سروقامتی بینی
چشم در روی کن، خَیو در مشت
۲
چون نه کونش دری ّ و نه شلوار
بیگناهت کسی نخواهد کشت
۳
ور جماع آرزوت میباشد
تا به خاتم فروکنی انگشت
۴
حاصل آن بیش نیست آخر کار
که شود با تو نرم کنگ و درشت
۵
گر تأمل کنی، بدان مانَد
که خری را خری رَوَد در پشت
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.