اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵

♡
۰

روزی شنیده‌ام که زنی شوخ و جنگ‌جوی

با کدخدای خانه همی گفت در وثاق

۱

‌کای خالی از مروّت و فارغ ز مردمی

‌مُردم ز بوی قَلیهٔ همسایه در رواق

۲

‌جور زمانه پیش من آری و درد دل

‌جای دگر روی به تماشا و اِعتناق

۳

‌بیش احتمال جور و جفا بردنم نماند

‌بیزاریم بده، که نمی‌خواهمت صداق

۴

‌گفتا که یار محترم و جان نازنین

‌فتوا نمی‌دهد دل من صبر بر فِراق

۵

‌گفت ای دَغای ابله و قوّاد قلتبان

‌چون‌کیر و نان و جامه نباشد، کم از طلاق

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…