اثر ادبی

شمارهٔ ۱ - قطعه در مکر دنیا

♡
۰

جهانا همانا فسوسی و بازی

که بر کس نپایی و با کس نسازی

۱

چو ماه از نمودن چو خار از پسودن

به گاه ربودن چو شاهین و بازی

۲

چو زهر از چشیدن چو چنگ از شنیدن

چو باد از بزیدن چو الماس گازی

۳

چو عود قماری و چون مشک تبت

چو عنبر سرشته یمان و حجازی

۴

به ظاهر یکی بیت پر نقشِ آزر

به باطن چو خوک پلید و گرازی

۵

یکی را نعیمی یکی را جحیمی

یکی را نشیبی یکی را فرازی

۶

یکی بوستانی پراگنده نعمت

بر این سخت بسته بر آن نیک بازی

۷

همه آزمایش همه پر نمایش

همه پر درایش چو گرگ طرازی

۸

هم از توست شهامت شطرنج‌بازان

تو را مهره زاده به شطرنج‌بازی

۹

چرا زیرکانند بس تنگ‌روزی

چرا ابلهان راست بس بی‌نیازی

۱۰

چرا عمر طاووس و درّاج کوته

چرا مار و کرکس زید در درازی

۱۱

صد و اند ساله یکی مرد غرچه

چرا شصت و سه زیست آن مرد تازی

۱۲

اگر نه همه کار تو باژگونه

چرا آنکه ناکس‌تر او را نوازی

۱۳

جهانا همانا ازین بی‌نیازی

گنه‌کار ماییم، تو جای آزی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…