۰
با آنکه از کف دادهام نقد وصال یار را
نتوانم از خاطر برم آن طلعت گل نار را
۱
قسمت نگر طالع ببین از باغ وصل آن صنم
نااهل دامن پر ز گل، من برده زخم خار را
۲
عهد و وفا بستن مرا بیهوده بشکستن چرا
عشاق را خستن چرا، بنواختن اغیار را
۳
آن کو وفا از گلرخان دارد طمع ماند بدان
از سنگ، دل خواهد همی وز قعر دریا نار را
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.