۰
بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم را
تپیدن دل و افغان و سوز و آهم را
۱
چه جای دوست که دشمن بسوزدش دل سنگ
اگر که شرح دهم حالت تباهم را
۲
مرا به جرم محبت کشی روا نبود
ببخش بهر خدا این قدر گناهم را
۳
ز دیده سوی تو سازم قدم به صدق و صفا
اگر خدنگ نشاند رقیب ، راهم را
۴
مبین که در صف زهّاد خوار و بی قدرم
نگر به حلقه ی رندان مقام و جاهم را
۵
شه ممالک عشقم گرت که نیست قبول
ببین ز ناله و افغان و غم سپاهم را
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.