اثر ادبی

شمارهٔ ۱۱ - این فنود است

♡
۰

بر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت

ز آتش درد و غمم عاقل و دیوانه بسوخت

۱

این چه می بود که ساقی ازل داد به من

کز خمارش خم و میخانه و پیمانه بسوخت

۲

دوش از سوز دلم گریه کنان تا دم صبح

شمع بگداخت همی تا که چو پروانه بسوخت

۳

این فنود است نه یاری، نه رفیقی، نه کسی

از غم و محنت تنهایی من خانه بسوخت

۴

سینه از آتش هجران بت عهد شکن

آنچنان شعله بر افروخت که کاشانه بسوخت

آثار فنودی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…