۰
دلبرا ناز تو بر ما عار نیست
نیم جو پر خاطر ما بار نیست
۱
گر تو ما را می نخواهی گو مخواه
جان به قربان تو قحط یار نیست
۲
با که گویم با تو گوید یک سخن
وه که یک کین محرم اسرار نیست
۳
آشنا بودی شدی بیگانه خو
خاطرت جز مایل اغیار نیست
۴
عاقبت گردی پشیمان زین روش
این سخن را جای هیچ انکار نیست
۵
طعن ارباب عنادم می کشد
ورنه جورت این همه دشوار نیست
۶
راست خواهی نیکوان دیوانه اند
یک پری رخ عاقل و هشیار نیست
۷
این حکایت گشت روشن همچو روز
شد محقق شاهدی در کار نیست
۸
ورنه کی عیسی گذارد خر خرد
با که گویم یار برخوردار نیست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.