۰
که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد
دروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد
۱
بیا به دیدهٔ پر آب من مشاهده کن
که در فراق تو از اشک رشک دریا شد
۲
به چاره سازی و درمان درد درماند
طبیب عشق اگر فی المثل مسیحا شد
۳
به کنج خلوت ما ره نمی بری زاهد
کجا مقام مگس آشیان عنقا شد
۴
نهال قد تو تا سبز شد به مزرع دل
مرا ز سر هوس شاخسار طوبا شد
۵
فروغ طلعت ،دلدار جان شیخ بسوخت
بیا نظارهٔ دل کن که طور سینا شد
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.