اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳ - طالع سعد

♡
۰

یکی از وصل جانان بهره ور شد

یکی از اشک و غم خون در جگر شد

۱

یکی از خون دل پرورد نخلی

دگر برخورد از او چون با ثمر شد

۲

بگردد طالعم شاید شود سعد

کنون مشکل که نحس مستمر شد

۳

چه خواهی چرخ از این آشفته حالم

که از زلف سیاهش تیره تر شد

۴

بتا برگو خطا از ما چه دیدی؟

که میل خاطرت سوی دگر شد

۵

چو شب بگرفت زلفت خصم در دست

به جانم هر سر مو نیشتر شد

۶

نه پنداری که مهرت کم شد از دل

نگردد کم و لیکن بیشتر شد

۷

دو دستش غل شود در گردن مرگ

اگر با آن میان دست و کمر شد

۸

یکی را خلعت شادی به بر در

یکی از هجر جانان خون جگر شد

آثار فنودی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…