اثر ادبی

بخش ۹ - فلسفه

♡
۰

بامدادان که زمین و آسمان

خرمند و شادمان و دلستان

۱

یابه وقت چاشتگاهان بهار

کز حرارت هرکسی گیرد کنار

۲

نغمهٔ خود را کند گنجشک ترک

خواب و آسایش گزیند زیر برگ

۳

یا به هنگامی که نجم آتشین

از افق غمزه کند پیش زمین

۴

یا دمی کز برد و سرمای شدید

بارد از ابر سیه برف سفید

۵

یا دمی دیگر که باران بر زمین

بارد و باشد پر از عنبر زمین

۶

با خصوص آن وقت، کز لطف بهار

پیر فانی جهان گردد نگار

۷

رنگ و بوی و نغمه و زیب است دهر

خوب و خندان است‌و روشندل سپهر

۸

زندگان را جان و دل پر آرزوست

هرچه‌ دارد این زمین درگفت وگوست

۹

فام ناب آسمان فرخ فزاست

چهرۀ دلجوی دنیا دلگشاست

۱۰

هوش بی‌آرام من درجُستجوست

در نبرد و پرسش و در گفت وگوست

۱۱

چه، کجا،کی که، زچه وچون وچند

لیک از هر سو ببیند ریش‌خند

۱۲

این طبیعت را کند زیر و زبر

تا بیابد یک تشان و یک اثر

۱۳

این همه اجسام و این احکام چیست؟

کائنات بی سر و انجام چیست؟

۱۴

می‌کند تفتیش حال این صحوف

راز حکمت آزمای این حروف

۱۵

این همه اجرام و این انوار چیست؟

این همه ادوار و این اسرار چیست؟

۱۶

هرچه می‌تانیم دانستن نمی‌ست

وین طبیعت بی‌کنار و بن یمی‌است

۱۷

مرغ هوش من بدین بحر عظیم

اوفتد در ورطه پر باک و بیم

۱۸

می‌شود سست و بماند بی‌پناه

در میان عجز و ریب و اشتباه

۱۹

می رود با وجد و عشق و سوز فر

لیک می آید فرو بی پال و پر

۲۰

ای طبیعت! کُنهِ تو مردم نیافت

گر چه بسیار اندرین وادی شتافت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…