اثر ادبی

شمارهٔ ۴ - غمی که من دارم

♡
۰

درون سینه نگنجد، غمی که من دارم

خوش است باغم دل، عالمی که من دارم

۱

سرشگ دیده بیان کرد، ماجرای دلم

چه اعتبار؟ بر این محرمی که من دارم

۲

از آن گلی که بروید زخاک من پیداست

ز هجر لاله رخان ماتمی که من دارم

۳

مرا ز گریه چه حاصل؟ که رونقی ندهد

ببرگ زرد رخم شبنمی که من دارم

۴

بسوخت جان حریفان ز گرمی سخنم

عجب که در تو نگیرد دمی که من دارم

۵

بیا و بر دل من رحم کن، که از تنگی

در او قرار نگیرد غمی که من دارم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…