اثر ادبی

شمارهٔ ۶ - حبیب

♡
۰

ای باد صبحدم، خبری ز آن حبیب نیست؟

یا نکهتش نصیب من بی نصیب نیست؟

۱

از کوی دوست، رانده مرا دست روزگار

آنجا که درد عشق و جنون را طبیب نیست

۲

با داغ سینه سوز، در این پنج روز عمر

بی جام باده ام چو شقایق شکیب نیست

۳

منعم مکن ز ناله، که سعدی بناله گفت

گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

۴

فرهاد، دل مبند بعهد پریوشان

زیرا که در سراب وفا جز فریب نیست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…