اثر ادبی

شمارهٔ ۱۰ - کاش !

♡
۰

کاش! بودی روزگارم بر کنار از هرچه هست

تا بپای دل نرفتی نیش خار از هرچه هست

۱

جاه و مال و ناز و نعمت بود و گنج سیم و زر

من بحکم دل گزیدم مهر یار از هرچه هست

۲

راحت دل خواستم در زندگی از آنچه نیست

رنج خود جستم بجان در روزگار از هرچه هست

۳

نیک و بد، هریک بجای خویش دارد اعتبار

پیش چشم ما فتاد این اعتبار از هرچه هست

۴

گه ز سرمستی خروشیم و گه از رنج خمار

خاطر ما بین که باشد بیقرار از هرچه هست

۵

گر شراب و شهد دارد یا شرنگ جانگداز

کاش خالی بود جام روزگار از هرچه هست

۶

راستی ناید بکاراینجهان کج مدار

راه را کج کن که گردی کامکاری از هرچه هست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…