اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۳

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
♡
۰

گر تو طالب عشقی، غم دمادم است این‌جا

ور نشانه می‌پرسی، رشته سر گم است این‌جا

۱

چون درین مقام آیی گوش کن که در راهت

ز آب چشم مظلومان، چاه زمزم است این‌جا

۲

چیست جرم ما، گویی کز حریف ناهمتا

هر کجا که بنشینی، گو که کژدم است این‌جا

۳

جو فروشْ مفتی را از نماز و از روزه

رنگ چهره‌ای گاهی، بهر گندم است این‌جا

۴

گر حریف مایی تو، ما و کنج میخانه

ور ز عشق می‌پرسی، عشق در خم است این‌جا

۵

چون‌ که بنده فرمانی، پیش حاکم مطلق

سربنه، که هر ساعت صد تحکم است این‌جا

۶

همچو دیو بگریزی، چون زمردت پرسم

گر تو مردمی، بالله، خود چه مردم است این‌جا

۷

هم بسوزدت روزی، گرچه نیک خامی تو

کین تنور چون پر شد سنگ هیزم است این‌جا

۸

اوحدی، تو را از چه نان نمی‌فروشد کس؟

گر نه نام بوبکری، با تو در غم است این‌جا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…